السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

141

جواهر البلاغة ( فارسى )

1 - مستعارمنه كه مشبّه‌به است . 2 - مستعارله كه مشبّه است . و به اين دو ، دوطرف استعاره گفته مىشود . 3 - مستعار كه لفظ نقل داده شده است . پس هرمجازى كه بر تشبيه بنا شود استعاره نام مىگيرد . ناگزير در استعاره وجه‌شبه و ادات تشبيه ذكر نمىشود و به ناچار بايد تشبيهى كه به جهت آن استعاره رخ داده است به فراموشى سپرده شود . به اضافه ادّعا شود كه مشبّه عين مشبّه‌به است يا ادّعا شود كه مشبّه يكى از افراد مشبّه‌به كلى است ، بدين‌گونه كه مشبّه‌به اسم جنس يا علم جنس باشد . و استعاره در علم شخص راه ندارد چون داخل شدن در حقيقت شخصيّه ممكن نيست براى اين‌كه تصور جزئى مانع تصور اشتراك در آن مىشود ؛ مگر زمانى كه علم شخصى مفيد وصفى باشد كه به سبب آن وصف ، بتوان آن را كلى اعتبار كرد ، در آن هنگام ، استعارهء آن علم جايز است . مانند اين كه « حاتم » دربر دارندهء وصف جود است ، و « قس » متضمّن صفت فصاحت است ، از اين‌رو گفته مىشود : « رأيت حاتما » حاتم را ديدم ، و « رأيت قسّا » قس را ديدم ، با ادّعاى كليّت حاتم و قس و ادّعاى دخول مشبّه در جنس جواد و فصيح . « 1 » [ قس نام يكى از سخنوران بزرگ تاريخ است ] . و استعاره مهمترين پايگاه را در نگارش دارد ، چون استعاره به سخن توان مىبخشد و جامهء زيبايى و گيرايى به آن مىپوشاند ، و در استعاره خواست‌ها و احساس‌ها برانگيخته مىشود . توضيح : « علم شخصى » لفظى است كه معنى و مسمّى را بدون قيد معيّن مىكند . مثل : محمد ، على ، حسن ، ايران ، فلسطين و . . . علم شخص گونه‌هاى زيادى دارد مثل اسم ، لقب ، كنيه ، منقول ، مرتجل ، بالغلبه و . . . « علم جنس » : عرب براى برخى از جنس‌ها علم وضع كرده است . مثلا « اسامة » علم جنس براى جنس شير است ، و « برّ » علم براى جنس نيكويىكردن است . علم جنس در

--> ( 1 ) - استعاره اقتضا مىكند كه مشبّه در جنس مشبّه‌به داخل شود ، به همين جهت علم استعاره قرار نمىگيرد . چون جنس اقتضاى عموم دارد و علم به جهت تشخصى كه دارد ، منافى با عموم است ؛ مگر وقتى كه علم متضمن وصفى باشد كه به آن شهرت يافته باشد ؛ مانند « سحبان » كه مشهور به فصاحت است ، پس اعمال استعاره در آن ممكن است ، چون آن علم مفيد جنسيتى از صفت است ، مثل : « سمعت اليوم سحبان » امروز از سحبان شنيدم ، يعنى از سخنرانى فصيح . و همين‌طور علم‌هاى ديگر را بر اين قياس بياور .